به مناسبت هفته دفاع مقدس:

فرهنگ دفاع مقدس یا دفاع مقدس فرهنگی!

نام شهید در همه جای ایران بدون لحاظ کردن شناسنامه آن مقدس است. شهدا حریمی دارند که حتی بدترین افراد این حریم را مقدس می دانند که این باز همان مفهوم فرهنگ شهادت است که حضرت امام(ره) می فرماید: نقطه اقتدار نظام ما همین است.
کد خبر: ۳۶۰۰
تاریخ انتشار: ۰۲ مهر ۱۳۹۲ - ۰۷:۴۷ - 24September 2013

فرهنگ دفاع مقدس یا دفاع مقدس فرهنگی!

خبرگزاری دفاع مقدس: سرداربهروز اثباتی از پیشکسوتان دوران دفاع مقدس در سرمقاله اختصاصی در خصوص هفته دفاع مقدس که در اختیار خبرگزاری دفاع مقدس قرار گرفته است، نوشت:

فرهنگ در دفاع مقدس کارکرد نبود، بلکه حقیقت بود؛ اصلا دفاع مقدس ما دفاع فرهنگی بود. البته نمی خواهم بگویم جغرافیا، نقشه یا مرز نبود، اما اگر هم بود می خواست از یک حریم فرهنگی بصورت علایم فیزیکی دفاع کند. این حریم هویت ملی، دینی و انقلابی بود. به همین علت اگر شما به نمادهای دفاع مقدس نگاه کنید، همه آنها جلوه فرهنگی دارند. بنابراین چنانچه علایم، نام ها، یادها، رنگ ها، اسم ها و روابط موجود در این حوزه را تجزیه و تحلیل کنیم، می بینیم جنس اش از یک فرهنگی است که دارد به شکل طبیعی دفاع می کند. یعنی قرار نیست کسی این را بسازد چون وجود دارد و فقط چون خودش را در دوران دفاع مقدس در تهدید می بیند، مسلح شده و دارد به نوعی از هویت خودش دفاع می کند. پس اساسا دفاع مقدس یک حرکت فرهنگی بود و در قالب برخورد سیاسی، نظامی و اجتماعی. به همین جهت اگر جلوه های گوناگونی از دفاع مقدس مثل محیط های فیزیکی مانند سنگرها، موانع و امثالهم که متأسفانه در حال حذف شدن هستند، را بتوان حذف کرد اما فرهنگ دفاع مقدس را نمی توان حذف کرد و این هم بخاطر اساسی است که در این موضوع وجود دارد. لذا وقتی مسأله را این گونه ببینیم، آن وقت دیگر کارکرد نیست بلکه بازخورد طبیعی یک حقیقت است. یعنی قرار نیست کسی برنامه ریزی کند تا اتفاق بیفتد، بلکه به شکل طبیعی این رفتارها اتفاق می افتد و بعد فرماندهی و کنترل می شود. یعنی اگر همت قرار است فرماندهی کند، بر فرهنگ لشکر 27محمد رسول الله(ص) فرماندهی می کند. بعد جلوه های فرهنگی اش همانی می شود که شنیدیم و این شامل سایر شهدا هم می شود. به عبارت دیگر گرچه این قبیل افراد از بین رفته اند، ولی حقایق فرهنگی شان هنوز زنده است. زیرا نام شهید در همه جای ایران بدون لحاظ کردن شناسنامه آن مقدس است. شهدا حریمی دارند که حتی بدترین افراد این حریم را مقدس می دانند که این باز همان مفهوم فرهنگ شهادت است که حضرت امام(ره) می فرماید: نقطه اقتدار نظام ما همین است. به هر شکل نگاه من این است به همین علت هم هر آنچه که از جنگ و دفاع مقدس (جنگ را برای دشمن و دفاع مقدس را برای رزمندگان اسلام) باقی خواهد ماند، باز همان جلوه های فرهنگ شهادت خواهد بود.

از سوی دیگر فرهنگ لایه های مختلفی دارد که با هم یک ارتباط منطقی دارند. اما اینکه نمی توانیم این فرهنگ را منتقل کنیم، نشأت گرفته از دو موضوع است: 1- ماهیت لایه ها را نمی شناسیم؛ زیرا وقتی از فرهنگ صحبت می کنیم، در تعریف آن می گوییم مجموعه ای از باور، اعتقاد، اندیشه، رفتار و گفتار که متأسفانه خودمان به این موضوعات مبنا نمی دهیم. یعنی روی این موضوعات کار نمی کنیم. مهم تر از این روابط رفتار و باور یک بسیجی را نمی آییم بازگو کنیم. به عنوان مثال: در فیلم نشان می دهیم بسیجی اسلحه به دست می گیرد، با دشمن می جنگد، روی مین می رود، منفجر می شود، عقب نشینی نمی کند و... یعنی رفتار را می گوییم اما رابطه آن را با باور و ارزش ها نمی گوییم. در حالی که حرکات او یک ریشه دارد که همان ارزش هااست و این همان چیزی است که به آن فرهنگ می گوییم. بنابراین وقتی این را بازگو نمی کنیم نسل جوان می بیند این فردی که نمایش داده می شود و درباره آن مطالبی عنوان می شود، «رمبو» هم دارد، با این تفاوت که بسیجی ما روی پیشانی بندش نوشته «الله اکبر» و او چیز دیگری نوشته است. هر دو قهرمان هستند، دشمن شکن هستند، یل هستند و هردو مقاوم هستند. تفاوتی بین قهرمان سینمای آمریکا و بسیجی ما نمی بیند. اگر رابطه بسیجی با باورها و ارزش هایش را بازگو کنیم و از اعتقاداتش بگوییم، آن وقت دنیای این دو کاملا تغییر می کند. یعنی رفتاری از جنس ملک و روح و ریحان می شود و آن دیگری از جنس شیطان می شود. پس می توان گفت که مدیریت فرهنگی ما ضعیف است. چون مدیران فرهنگی ما برای فرهنگی شدن از حیطه فرهنگ رشد نمی کنند. بنابراین وقتی مدیران سیاسی-امنیتی مسئول می شوند، نیروهای فرهنگی تحت امر قرار می گیرند که در چنین حالتی نتیجه ای جز دوگانگی در درک بوجود نمی آید. یعنی آن چیزی که نیروی فرهنگی می خواهد، مدیر باور ندارد وآن چیزی که مدیر می خواهد، نیروی فرهنگی انجام نمی دهد و این تعارضی است که همواره در انقلاب اسلامی ایران وجود داشته است.

تمام این ها باعث شده تا وقتی می خواهیم در هفته دفاع مقدس نمایشگاهی برپا کنیم، به سراغ نشان دادن ادوات و سلاح های نظامی می رویم. حتی زمانی هم که مردم را به راهیان نور می بریم، بُن دفاع  مقدس را نشان نمی دهیم و آن جا دنبال این هستیم که یک خلسه روحانی برای جوانی که به راهیان نور آمده ایجاد کنیم تا یک نوع سیر ریاضیتی هم در وجود خودش داشته باشد. در حالی که این کار فرهنگی نیست.  با توجه به این مطالب به نظر می رسد نوع مدیریت های فرهنگی ما کهنه و پوسیده است. به همین خاطر با این شیوه مدیریتی نمی توان تغییر فرهنگی برای نسل جوان ایجاد کرد؛ مخاطب از ما جلوتر رفته و فهم و درک بیشتری دارد. آشنایی با تکنولوژی رسانه اش بالاتر است. زبان بین المللی را بهتر از منِ مدیر می فهمد. مخاطبی که از من جلو زده بطور حتم پیام من را گوش نمی کند. پس اول باید به اندازه خودم جلو بروم، بعد جوانان را دعوت کنم که به من بپیوندند و این همان مشکلی است که ما به آن دچار هستیم.      
 

نظر شما
پربیننده ها