تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی-9

واکاوی "تشیع انگلیسی" از دیدگاه رائفی پور/چه کسانی از اختلاف شیعه و سنی سود می برند؟

رائفی پور گفت: قدرت دشمن در ضعف ماست، هر چه ما ضعیف‌تر شویم دشمن قوی‌تر می‌شود. دنیای اسلام بعد از بیداری اسلامی می‌توانست رژیم منحوس صهیونیسم را یکجا از ریشه برکند ولی دشمن با سیاست و اختلاف افکنی جلوی این اتفاق را گرفت.
کد خبر: ۳۹۵۹۱
تاریخ انتشار: ۰۸ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۸:۱۴ - 28January 2015

واکاوی

به گزارش خبرنگار اخبار داخلی دفاع پرس، "تشیع انگلیسی و تسنن آمریکایی" موضوعی است که اخیرا رهبر معظم انقلاب برای چندمین بار به آن اشاره فرمودند و حضرت آیت الله جوادی آملی نیز در مورد این موضوع فرمودند که نیاز به تبیین و تشریح دارد، بر این اساس با علی اکبر رائفی پور تحلیلگر، محقق و پژوهشگر در به گفتوگو تفصیلی نشستیم.

**ارتباط تشیع انگلیسی با اسلام آمریکایی چیست؟ این تشیع انگلیسی و اسلام آمریکایی چه شباهت ها و چه شاخصه هایی دارند همراهی دین و سیاست در عمل این جریان آیا بروز و ظهوری هم دارد؟

هیچ دو انسانی را به جز پیامبران و معصومین پیدا نمیکنیم که با یکدیگر اختلاف نظر نداشته باشند و اگر بخواهند بر اختلافات دامن بزنند نتیجهای نزاع نخواهد داشت چرا که دو برادر با یک ریشه و اصل و نسب امکان دارد به خاطر کوچکترین اختلاف دیگری را به قتل رسانند. لذا اختلاف بین همه ایجاد میشود ولی میان پیامبران چون موحد هستند و در توحید نیز اختلافی وجود ندارد، به افتراق و دودستگی نمیرسند.

اختلاف میان تمامی ادیان و فرق وجود دارد به طور مثال "ذهبی" که از بزرگان اهل سنت است نقل میکند که حنبلیها اعتقاد داشتند "اگر کسی حنبلی نباشد، مسلمان نیست" این نشان میدهد اختلاف نظر همهجا هست ولی جایی به افراط کشیده میشود و جایی نیز به این اختلافات دامن زده میشود و این اتفاق تنها از اشتباه رخ میدهد.

وحدت به معنی این نیست که ما تمامی گذارههای دینی خود را کنار بگذاریم، برای اینکه به جزئی از اسلام برسیم تمام اسلام را کنار بگذاریم، چرا که شیعه وقتی صحبت از اسلام میکند به این معنی نیست که از بخشی از اسلام چشم پوشی می کند، وحدت یعنی گذارههای مشترک را بین یکدیگر پیدا کنیم و گذارههای اختلاف را در فضای حسن تفاهم برطرف کنیم.

دشمن امروز اگر بخواهد جامعهای را به زمین بزند میان آنها تفرقه میاندازد "تفرقه بیانداز و حکومت کن" همانطور که استعمارگران در گذشته نیز انجام میدادند و بین هندوها و مسلمانان انجام دادند و موجب تجزیه شبه قاره هند شد، پاکستان مسلمانان جدا شدند و تعداد زیادی از مسلمانان در هند باقی ماندند و به شیوه های مختلف خواهان اختلاف مسلمانان هند و مردم بودند و در این راه از هیچ کاری دریغ نمیکردند، سگی را میکشتند و رودهای آن را جلوی در مسجد می انداخنتد. و این باعث میشد مسلمانان علیه غیر خود خشمگین شوند و از سوی دیگر در میان هندوها که گاو برایشان مقدس بود، گاوی را میکشتند و میگفتند که مسلمانان کشته اند و همین عامل اختلافی بود تا آنها سالها با یکدیگر بجنگند.

در ابتدای اسلام نیز دوقبیله "بنی قریظه" و "بنی نظیر" میان دو قبیله اوس و خزرج اختلاف انداخته بودند و هر کدام از این دو قوم نیز به طور تاکتیکی با یکی از این قبایل بود و به آنها اسلحه میدادند، 40 سال این دو قوم سر شتر با یکدیگر جنگیدند و پیامبر(ص) این اختلافات را پایان دادند.

وحدت به معنی گذشتن از اصول نیست، وحدت صحبت کردن از نقاط اشتراک است و در مواردی که تضاد وجود دارد فضای حسن تفاهم میان دوسو ساری و جاری باشد.

علی(ع) میفرمایند: ابلیس امام متعصبین است.دشمن نیز بر روی همین تعصبات دست میگذارد و اینها را پررنگ میکند و همگان را از عقلانیت فاصله میدهد، این در حالی است که تعصب تنها دور از فضای عقلانی ایجاد میشود ما باید به حدی رسیده باشیم که از تمامی ظرفیت خود برای رویارویی با ادیان و فرق دیگر استفاده کنیم.

در ارتباط با سنی بسیار از سوتفاهمات رفع میشود چرا که با یک سنی همراه بودم و او سوالی برایش ایجاد شده بود که چرا شیعیان پس از سلام نماز میگویند: " خانالامیر" یعنی جبرئیل امین خیانت کرد و در ارتباط با او گفتم ما شیعیان حتی یک بار هم این کلام را نه شنیدهایم و نه گفتهایم و متوجه شدم نادانی کتابی را نوشته که به شیعیان تهمتهایی را بسته است و از این دست تهمت ها به گفتن نام "امام خمینی" در اذان اشاره میکنند ولی در فضای وحدت سو تفاهمات برطرف میشود و عقل گرایی به جریان میافتد.

بسیاری از اختلافات ناشی از سوتفاهمات است، بسیاری از اهل تسنن که به شبکه های وابسته به وهابیت نگاه میکردند و متاثر از این شبکهها بودند خیلی از مواردی را به شیعه نسبت میدهند که هیچ ارتباطی با تشیع ندارد، آنها تصور میکنند ما بسیار غلو کننده هستیم به طوری که اهل بیت را همچون جایگاه خدا میدانیم ولی با رفت و آمد و مراوده این سوتفاهمات مرتفع می شود.

در ارتباط با شیعه انگلیسی که در دین خودمان ایجاد شده وقتی در ابتدا در مورد آن صحبت میشود با سنی ها حسن تفاهم ایجاد میکند، در دهه 30 شمسی در کشورمان جریانی چون ملی شدن صنعت نفت رخ داد که این مسئله دو سردمدار اصلی داشت "مصدق" و "آیتآلله کاشانی" با یکدیگر همپیمان شدند، آیتالله کاشانی مردم را با فتوای خود به صحنه میآوردند و مصدق نیز پیگیری حقوقی کار را انجام میداد و در این میان یک وحدت برای یک هدف مشترک ایجاد شد و "مصدق" و "آیتالله کاشانی" نیز با وجود اختلافاتی که  داشته است به خاطر داشتن هدف بالای منفعت ملی در کنار هم به تفاهم رسیده بودند اما این هدف(ملی شدن صنعت نفت) به ضرر منافع انگلیس بود لذا اختلاف میان مصدق و کاشانی را پررنگ میکردند، ولی در این میان آنچه که جالب و مهم است این است که افسر اطلاعاتی انگلیس مامور میشود در جنوب ایران و با یک فتوا چاههای نفت جنوب را آتش زند، چرا که نگران بودند اگر در تهران هم بتوانند جلوی ملی شدن صنعت نفت را بگیرند، چاههای نفت خوزستان در خطر است. لذا انگلیسیها فردی دست نشانده به نام "جی کاک" را مامور کردند و به خوزستان و قسمتی 100 درصد شیعه نشین فرستادند تا روی عشایر بختیاری که نزدیک مسجد سلیمان زندگی میکنند تاثیر بگذارد.

جی کاک (دست نشانده انگلیسی) موسس فرقه طلوعی ها

او به خوزستان میرود و خود را یک روحانی معرفی میکند و عبا روی دوش میگذارد و یک عمامه سادات روی سر میگذارد و معروف میشود به "آسید جیکاک" و در شیعه یک فرقه به وجود آورد به نام طلوییها و بر روی عشایر جنوب و برپایی نهضت جنوب کار کرد، این فرقه(طلوییها) که شیعیان متعصب بودند اعتقاد داشتند: "تو که مهر علی مین دلته/ نفت ملی سی چنته" و طوری شده بود که آنها سینه میزدند در حیاطشون و این شعار را تکرار میکردند و با چوب و چماق در خیابان میگشتند و از هر کسی میپرسیدند که میخواهید نفت ملی شود یا نه؟ و اگر کسی خواهان ملی شدن نفت بود به قدری او را میزدند ومیگفتند که تو علوی نیستی و عمری هستی.

البته "جی کاک" صاحب کراماتی نیز بود، عمامه او نسوز بود؛ عمامهاش را در آتش میانداخت و یا جلوی آتش میگرفت و نمیسوخت، در عصایش خازن برق بود، به مردم میزد و برق کوچکی از آنها رد میشد و میگفت جدم شما را گرفت. ریشهای مصنوعی که صبح ریشهایش را میتراشید و دو ساعت بعد دوباره ریشهای بلندی داشت.

چرا الان این اتفاق نباید تکرار شود؟ انگلیس عوض شده؟ صهیونیستها رویه خود را تغییر دادهاند؟ و یا محبت اهل بیت میان مردم کمتر شده؟، نه اما نادان کماکان وجود دارد.

یکی از کارهایی که در جنگ جمل و صفین اتفاق افتاده بود، این بود که، در جنگ صفین بسیاری از کسانی که در سپاه حضرت علی(ع) میجنگیدند "شیخین" را قبول داشتند، یعنی خلیفه "اول و دوم" را قبول داشتند و میگفتند بعد از "شیخین" حق با علی(ع) است و به اینها میگفتند علوی، در مقابل اینها گروه دیگری نیز بود که میگفتند "شیخین" را قبول داریم ولی بعد از آنها حق با عثمان بوده لذا به آنها "عثمانی" میگفتند و عده دیگری نیز بودند که هر چهار تن را قبول داشتند که به آنها "جماعت" میگفتند و گروه اندکی نیز بودند که تنها علی(ع) را قبول داشتند که به آنها "رافضی" و کافر میگفتند که عده این گروه بسیار کم بوده در همان زمان معاویه نامه ای به علی(ع) مینویسد ودر آن به ایشان توهین میکند و یادآوری ماجرای شیخین و امیرالمومنین را مطرح میکند با این منظور که حضرت علی نیز در پاسخ، توهینی به شیخین کنند و معاویه توهین علی(ع) را سندی برای اصحاب ایشان جهت ناکفایتی این بزرگوار کند، ولی در جواب امیرالمونین هیچ توهینی به شیخین نکردند و تنها گفتند: "خواستی خار کنی اما ستودی" و اینکه کسی مظلوم واقع شود برای او بد نیست.

معاویه در این ماجرا دید از طریق حضرت علی(ع) نتیجه دلخواه خود را به دست نمیآورد به همین دلیل از طریق اصحاب داغ ایشان وارد شد و یاران معاویه در جنگ شروع کردند به فحش دادن به علی(ع) و اصحاب امیرالمونین نیز طاقت نیاوردند و بنا را گذاشتند به توهین کردن و امیرالمونین نیز فرمودند "انی اکره لکم ان تکونوا من سبابین" من کراهت دارم که شما فحش میدهید.

داغی در دین برای بعضی مسلمانان خطرناک است چرا که ما همواره باید پیرو و رهرو امام امت باشیم برخی، در مسائل از پیشوای زمان خود جلوتر حرکت میکنند و همین باعث دور شدن امت واحده اسلامی از اصل اهداف خود میشود.

امروز هم اگر دقت کنیم در همین زمین بازی میکنند، وهابیها یک فحشی را میدهند که شیعه جواب او حرفی بزند در حالی که این جواب خطاترین اتفاقی است که رخ میدهد، باید امروز جریان فکری را بشناسیم که از کدام سو به سمت اسلام حمله ور شده اند، اگر خوب گوش دهیم صدای امیرالمومنین(ع) را میشنویم که همچنان میفرمایند در جواب اینان سکوت کنید و با تدبیر عمل کنید و حقایق را در فضای حسن تفاهم بگویید.

  **جریان تشیع انگلیسی چرا مورد حمایت دشمنان نظام اسلامی قرار گرفته؟

امروز شبکهای زده شده به نام شبکه اهل بیت(ماهواره) دفترش آمریکا که شیخ حسن اللهیاری مسئول آن است. این شیخ در شبکه به مقدسات اهل سنت توهین میکند. شیعیان را به عنوان حیدر صفدر کرار(ع) معرفی کرده است و اهل سنت را به جماعت امریه معرفی کرده است و شیعیانی که جمهوری اسلامی را قبول دارند را به "جماعت دجالیه" معرفی کرده است.

شیخ یاسر الحبیب و دفترش در لندن انگلیس یک شیعه انگلیسی است شما خودتان را به جای اهل سنت قرار دهید.

این فرد در کویت به خاطر توهینی که به "عایشه" کرد دستگیر شد کتابی نوشته بود با این مضمون "عایشه، فاحشه" و نسبت فحشا دادن به همسر پیامبر در درجه اول به پیامبر اسلام بازمیگردد، چرا که اکثر علما این نسبت را رد میکنند و اعتقاد دارند شاید همسر پیامبران کافر بوده اند ولی هیچگاه فاحشه نبودهاند. وی دستگیر میشود و حکم اعدامش نیز صادر میشود ولی سفارت انگلیس اعمال فشار میکند و دولت کویت نیز قادر به انجام کاری در قبال او نیست، مشروط بر اینکه به لندن برود و در آن کشور دفتر و شبکهای در اختیارش قرار میگیرد و جالب توجه این است که داماد آقای مجتبی شیرازی است.

** هیات های مذهبی در این زمینه چه جایگاهی میتوانند داشته باشند؟ چرا تمرکز این جریان به سوی هیات مذهبی رفته است؟

دولت انگلیس برای مراسم قمه زنی آنها در لندن اورژانس آماده میکند و جریان تشیع انگلیسی اگرمورد حمایت دشمنان نظام اسلامی قرار گرفته به خاطر این است که بیشترین بهره را از تفرقه میان مسلمانان انگلیس میبرد. در علوم استراتژیک قانونی داریم ذینفعهای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت را بشناسیم یعنی وقتی اتفاقی میافتد چه کسی بیشترین سود را میبرد؟ که همان پشت پرده اتفاقات و جریانات است، با اختلاف میان شیعه و سنی صهیونیسم به به اهداف خود در جهان خواهد رسید.

یک جریانی به مرجعیت شیعی اعتقاد دارد، پس باید برای انحراف صحیح افکار او کسی از جنس همان مرجع روبروی اعتقاداتش قرار دهند و اینکه بگویند میخواهند شعائر اهل بیت را افزون کنند و شیعیان(اسلام ناب) نمیگذارند یعنی ما خواهان قمه زدن و راه رفتن روی شیشه و ضربه زدن به بدن خود هستیم ولی اینها اجازه نمیدهند.

در نتیجه از کشت و کشتار مسلمانان چه کسی نفع میبرد؟ الان بیشترین سود نصیب صهیونیسم میشود و آمریکا و انگلیس از این موقعیت بهترین استفاده را میکنند، سوریه که مخالف او بود درگیر سلفیها شده و حزبالله لبنان که در 33 روزه چندین شهید داشت تا الان هزاران شهید داشته است و این جنگ با مسلمین اتفاق میافتد و همه با شعار"لا اله الا الله  محمد رسول الله" به جنگ یکدیگر میروند.

چرا صهیونیسم تا این حد اصرار دارند چهره مسلمانان را با سر بریدن در رسانه ها نشان دهند و پرچم داعش را با نام "رسول الله" به دید جهانیان نشان دهند، اگر با دید باز نگاه کنیم متوجه بازخورد عمل امروز اروپا در برابر کوچک کردن اسلام خواهیم شد که به راحتی پیامبر اکرم(ص) را با کاریکاتور تصویر میکنند و این از جسارتی است که نسبت به اسلام پیدا کردهاند.

قدرت دشمن در ضعف ماست، هر چه ما ضعیفتر شویم دشمن قویتر میشود. دنیای اسلام بعد از بیداری اسلامی میتوانست رژیم منحوس صهیونیسم را یکجا از ریشه برکند ولی دشمن با سیاست و اختلاف افکنی جلوی این اتفاق را گرفت.

مصاحبه از فاطمه همتی آذر

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها