به روز شده در: ۰۴ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۳
یادداشت/ سرهنگ عباس عباسی
مثل شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است، تا دیگران در پرتو آن که به بهای نیستی خودش تمام می شود بنشینند و کار خود را انجام دهند.
کد خبر: ۲۳۱۲۹۰
تاریخ انتشار: ۲۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۵ - 10March 2017

به گزارش دفاع پرس از شهرکرد، سرهنگ پاسدار عباس عباسی مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان چهارمحال و بختیاری در یاداشتی به مناسبت روز شهید آورده است:

تمام کسانی که به بشریت به نحوی خدمت کرده اند، حقی به بشریت دارند، از هر راهی؛ از راه علم، فلسفه و اندیشه، صنعت، اختراع و اکتشاف و ... ولی هیچکس حقی به اندازه حق شهدا بر بشریت ندارد. به همین جهت هم عکس العمل احساسی انسان ها و ابراز عواطف خالصانه آنها درباره شهدا بیش از سایر گروه هاست.

چرا و به چه دلیل حق شهدا از سایر خدمتگزاران بیشتر است؟ در پاسخ باید گفت همه خدمتگزاران مدیون شهدا هستند ولی شهدا مدیون آنها نیستندچراکه عالم در علم خود، فیلسوف در فلسفه خود، مخترع در اختراع خود، معلم اخلاق در تعلیمات اخلاقی خود نیازمند محیطی مساعد و آزادند تا خدمت خود را انجام دهندولی شهید آن کسی است که با فداکاری و ازخودگذشتگی خود و با سوختن و خاکستر شدن خود محیط را برای دیگران مساعد می کند.

مثل شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتوافکندن است، تا دیگران در پرتو آن که به بهای نیستی خودش تمام می شود بنشینند و کار خود را انجام دهند.

آری شهدا شمع مشعل بشریتند، سوختند و محفل بشریت را را روشن کردند. اگر این محفل تاریک می ماند هیچ دستگاهی نمی توانست کار خود را آغاز کند یا ادامه دهد.

داستان شهید و غیر شهید داستان همان شمع و شاهد است که پروین اعتصامی به نظم در آورده است:

شاهدی گفت بشمعی که امشب در و دیوار، مزین کردم

دیشب از شوق، نخفتم یکدم دوختم جامه و بر تن کردم

دو سه گوهر ز گلوبندم ریخت بستم و باز بگردن کردم

کس ندانست چه سحرآمیزی به پرند، از نخ و سوزن کردم

صفحه‌ی کارگه، از سوسن و گل بخوشی چون صف گلشن کردم

تو بگرد هنر من نرسی زان که من بذل سر و تن کردم

شمع خندید که بس تیره شدم تا ز تاریکیت ایمن کردم

پی پیوند گهرهای تو، بس گهر اشک به دامن کردم

گریه‌ها کردم و چون ابر بهار خدمت آن گل و سوسن کردم

خوشم از سوختن خویش از آنک سوختم، بزم تو روشن کردم

گر چه یک روزن امید نماند جلوه‌ها بر درو روزن کردم

تا تو آسوده‌روی در ره خویش خوی با گیتی رهزن کردم

تا فروزنده شود زیب و زرت جان ز روی و دل از آهن کردم

خرمن عمر من ار سوخته شد حاصل شوق تو، خرمن کردم

کارهایی که شمردی بر من تو نکردی، همه را من کردم

انسانی که در روز در پرتو خورشید تلاش می کند و یا شب در پرتو چراغ یا شمع کاری انجام می دهد، به همه چیز توجه دارد جز به آنچه پرتوافشانی می کند که اگر پرتوافشانی او نبود همه حرکت ها متوقف و همه جنب و جوش ها راکد می شد. شهدا پرتوافشانان و شمع های فروزان و فروزنده اجتماع اند که اگر پرتو افشانی آنها نبود بشر راه به جایی نمی برد.

قرآن کریم درباره رسول اکرم(ص) تعبیر لطیفی دارد که او را "سراج منیر" (چراغ نورافشان) می خواند. در این تعبیر مفهوم ظلمت زدایی که توام با سوختن و روشن کردن است گنجانیده شده است.

می فرماید: " يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا" ، "وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا "

اى پيامبر ما تو را گواه و بشارتگر و هشداردهنده و دعوت‏كننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناك فرستاديم. (چراغی نورافشان)

آری راهروان راه حسین(ع) که خون پاکشان را در راه عزت و سربلندی ایران اسلامی فداکردند و یا همه شهدایی که در سراسر عالم برای حاکمیت ارزش های الهی جان خود را می دهند، فرهنگ ایثار و شهادت را برای ملت ایران و ملت های آزاده جهان نهادینه کردند تا به برکت خون پاکشان، انقلاب اسلامی سراسر جهان را فراگرفته و برای همیشه بیمه شود.

همه آحاد جامعه وظیفه داریم قدردان خانواده معظم شهدا و جانفشانی شهیدان والامقام بوده و در مسیر راه آنها که همان صراط مستقیم هست قدم برداریم. از خداوند منان فردایی روشن، موفقیت و سربلندی را آرزومندیم.

انتهای پیام/
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها